برکه بی حضور سبزت کویره
  
 من وبلاگ قبلیمو میخواااااااااااااااااااااااااااااام
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1384
نگاه اخر


نگاه اخرت رو یادمه وقتی که رفتی

کلام آخرت رو یادمه وقتی که رفتی

 

تو نگاهت هیچی نبود جز سختی و سردی

تو کلامت هیچی نبود جز بی مهری و تلخی

 

بر عکس همیشه این بار پشت سرت ابی نریختم

بر عکس همیشه این بار با رفتنت اشکی نریختم

 

با اومدنت تو قلبم عشق و صفا رو کاشتی

با رفتنت تو قلبم نفرتو غم رو گذاشتی

 

 وقتی خواستم برات اشک بریزم خندم گرفت

 وقتی خواستم خاطراتتو دور بریزم خندم گرفت

 

میدونم واسه تو اشک ریختن گناهه

میدونم خاطراتتو دور ریختن اشتباهه

 

اشکام برام حرمت دارن تو نداری

خاطراتم برام ارزش دارن تو نداری

 

تو مگه واسه من ارزش قائل شدی که من بشم

تو مگه واسه دل من حرمت قائل شدی که من بشم

 

واسه چی گریه کنم؟ واسه مهر ومحبت نداشتت؟

واسه چی زندگیمو برزخ کنم؟ واسه عشق پاک نداشتت؟

 

آخرم نفهمیدم من برای تو چی بودم

آخرم نفهمیدی تو برای من چی بودی

 

تا کی میخوای فقط بیای و گذر کنی

تا کی میخوای فقط بری و سفر کنی

 

معلومه اصلا از این زندگی چی میخوای

معلومه اصلا از این همه سفر چی میخوای

 

منو بگو با کی دارم حرف میزنم

منو بگو از کی دارم حرف میزنم

 

تو نه میدونی کی هستی یا کی باشی

تو نه میدونی چی هستی یا چی باشی

 

تو از هر چیز خوبشو اما کمشو میفهمی

تو از هر کس عشقشو اما کمشو میفهمی

 

نه تو دل نداری تو مثل سنگی
 نه تو مهر نداری تو مثل مرگی

 

دیگه برو برو تو واسه همیشه

دیگه برو برو با تو موندن نمیشه

 

دیگه میخوام فراموشت کنم مثل خودت

دیگه میخوام سفر کنم برم مثل خودت

 


 
یکشنبه 18 اردیبهشت 1384
رویای تو


یادم میآد اون زمونا به شوق دیدنت چشمامو باز میکردم--اما حالا به امید دیدنت تو رویاهام چشمامو میبندم--خیلی برام سخته تجسم کردنت--راستش چهرت دیگه داره یادم میره--میدونی چیه؟! تو رویاهام خیلی مهربونتری--عشقت واقعیه--تو نگاهت میتونم خودمو ببینم--حیف که صبح میشه و از خواب میپرم--اونوقت آهی از روی حسرت ، از روی دل تنگی و دل شکستگی می کشم--نمیدونم تا کی میتونم به دیدنت تو خیالم دل خوش کنم--آخه میدونی از وقتی که رفتنت برام یه کابوس شد--از وقتی که دیدنت غدقن شد--رویاهام شد قراره دیدارم با تو--حالا دیگه روزهام کابوسه و شبهام امید رهائی از کابوس—دیگه هرگز باز نشدن چشمام آرزو شده برام—دیگه تو رویام داشتنت واسه همیشه آرزو شده برام—دیشب چه خوش تیپ شده بودی عزیزم—خیلی خواستنی شده بودی—اما تو نگاهت یه غمی دیدم—نکنه بازم میخوای رهام کنی؟--نکنه رویاهامو ازم جدا کنی؟--شبهامو دیگه کابوس نکن—دیشب خیلی مهربون بودی—دستهامو محکم گرفته بودی—تو چشمام زل زده بودی—چونت میلرزید هر چی ازت پرسیدم چی شده عشق من ؟ جواب ندادی—دلم برات تنگ شده—همش خدا خدا میکنم زودتر شب بشه تا باز ببینمت—نکنه یه وقت نیای؟!!!!!!!!!—امشب میخوام ببرمت لبه ساحل—یادته؟!!!!!!!!!!!!!!!!!اون زمونا که تو روزهام رویای قشنگت رو داشتم و تو شبهام کابوس نداشتنتو—یه بار منو بردی لبه ساحل—برام یه قلب رو شنها کشیدی—اسم منو تنها توش نوشتی—یادته ازت پرسیدم پس چرا اسم خودتو ننوشتی—جوابتو خیلی دوست دارم—بهم گفتی آخه این قلبه منه تو هم توشی—اما اون موقع ازت نپرسیدم چرا؟ چرا قلبت رو روی شنها کشیدی—
آخه همون موقع موج دریا قلبتو با اسم من برداشتو برد..............


 
یکشنبه 11 اردیبهشت 1384
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟


                  چرا گذاشتی رفتی دل من                  
چرا منو تنها گذاشتی دل من

تو که میدونستی نفسم به تو بنده
تو که میدونستی دل من پر درده

من همونم که میگفتی عاشقمی
من همونم که میگفتی مال منی

تو همون بودی که میگفتی همه چیتم
تو همون بودی که میگفتی زندگیتم

کجا رفت همه اون مهر و صفا
کجا رفت همه اون عشق و وفا

مگه تو نگفتی فرهاده منی
مگه تو نگفتی مجنونه منی

کی بود که میگفت میمیرم برات
کی بود که میگفت من میشم فدات

چه زود تموم شد اون رویاهای قشنگ
چه زود تموم شد اون حرفهای قشنگ

نگفتی چی شد که از یادت رفتم
نگفتی چی شد که از دلت رفتم

تو که راضی به دیدنه اشکام نبودی
تو که راضی به دیدنه دردام نبودی

آخه مگه من کم بودم برات
آخه مگه من بد بودم برات

تو چی میخواستی که نکردم برات
تو چی میخواستی که نشدم برات

فکر میکنم زیبائیم دل تورو زده
فکر میکنم سادگیم دل تورو زده

میدونم زیادی خوب بودم برات
میدونم زیادی مفت بودم برات

چه شبهائی با یادت روزامو سر کردم
چه روزهائی به خاطرت شبامو سر کردم

چطور نفهمیدم دروغ میگی با من
چطور نفهمیدم بازی کردی با من

اصلا چی شد که عاشقت شدم
بگو چی شد که من خامت شدم

آره من خیلی ساده واست بودم
آره من خیلی صادق واست بودم

اما تو خیلی رنگ عوض کردی برام
اما تو خیلی نقش بازی کردی برام

حالا با این همه غم و غصه چیکار کنم
حالا با این دله پاره پاره چیکار کنم

چطور به دلم بگم دروغ بودی برام
چطور به دلم بگم ریا بودی برام

دل من تجربه شد تا که دیگه عاشق نشی
حداقل دیگه تو عاشق هر نالایق نشی


 
یکشنبه 4 اردیبهشت 1384
نمی خوام



نمی خوام نمی خوام بی تو بودنو

نمی خوام نمی خوام بی تو رفتنو

 

نمی خوام نمی خوام بهم نه بگی

نمی خوام نمی خوام برام غم بشی

 

نمی خوام نمی خوام مرگ عشقمو 

نمی خوام نمی خوام خاطراتمو

 

نمی خوام نمی خوام بگی نمیشه

نمی خوام نمی خوام بگی چی میشه

 

نمی خوام نمی خوام که قلبم شکسته شه

نمی خوام نمی خوام که غم هم آغوشم بشه

 

نمی خوام نمی خوام بشی یه رویا

نمی خوام نمی خوام بری تو تنها

 

نمی خوام نمی خوام هیچی باورم بشه

نمی خوام نمی خوام غم همسفرم بشه

 

نمی خوام نمی خوام غرق اشک بشه بالشم

نمی خوام نمی خوام رو دلم خط بکشم

 

نمی خوام نمی خوام عاقل بشم

نمی خوام نمی خوام بزرگ بشم

 

نمی خوام نمی خوام مجنون رو

نمی خوام نمی خوام فرهاد رو

 

نمی خوام نمی خوام بگی  مال من نیستی

نمی خوام نمی خوام بگی  عاشقم نیستی

 

نمی خوام نمی خوام ببازم

نمی خوام نمی خوام بسازم

 

نمی خوام نمی خوام بن بست رو

نمی خوام نمی خوام شکست رو

 

نمی خوام نمی خوام حسرت دلم بشی

نمی خوام نمی خوام آهی تو نفسم بشی

 

 

نمی خوام نمی خوام شیرین بشم

نمی خوام نمی خوام لیلی بشم

 

نمی خوام نمی خوام بگی بی تو میشه

نمی خوام نمی خوام بری واسه همیشه

 

نمی خوام نمی خوام پشت سر بمونم

نمی خوام نمی خوام بی عشقت بمونم

 

نمی خوام نمی خوام تو خواب منتظرت بشم

نمی خوام نمی خوام بجات به ماه خیره بشم

 

نمی خوام نمی خوام عشقمون قصه بشه

نمی خوام نمی خوام دلمون پر از غصه بشه

 

نمی خوام نمی خوام عشقمون تا داشته باشه

نمی خوام نمی خوام عشقمون خار داشته باشه

 

نمی خوام نمی خوام نگات یادم بره

نمی خوام نمی خوام صدات یادم بره

 

نمی خوام نمی خوام بوسه به عکست بزنم

نمی خوام نمی خوام اسم تورو خط بزنم

 

نمی خوام نمی خوام خامم کنی

نمی خوام نمی خوام  رهام کنی

 

نمی خوام نمی خوام بازم تیکه تیکه شم

نمی خوام نمی خوام بازم وصله پینه شم

 

نمی خوام نمی خوام عشق قربونیم کنه

نمی خوام نمی خوام غم بارونیم کنه

 

نمی خوام نمی خوام بامن نباشی

نمی خوام نمی خوام ازم جدا شی

 

نمی خوام نمی خوام امید رو

نمی خوام نمی خوام عطش رو

 

نمی خوام نمی خوام گذشت کنم

نمی خوام نمی خوام از عشق پاکت حذر کنم

دیگه نمی خوام بگم که چی می خوام
گفتم اینارو که بدونی نمی خوام


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 15719


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها